تبليغاتX
پسر تنها
پسر تنها

بودیم کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم


قشنگ ترین دختری که تا حالا دیدم....

فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:

- غمگینی؟

- نه.

- مطمئنی؟

- نه.

- چرا گریه می کنی؟

- دوستام منو دوست ندارن.

- چرا؟

- چون قشنگ نیستم.

- قبلا اینو به تو گفتن؟

- نه.

- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.

- راست می گی؟

- از ته قلبم. آره.

دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد.

چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت...

|

بزرگترین دروغ

سلام به همه

باباااااااااااااااااااا به خدا دروووووووووووغههههههههههههههههه

من زنم کجا بود آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرنووووووووووووووووووووووووووووووووووووووش کیه آخه؟

من توی دانشگاه با این خانوم خیلی کنتاک دارم.

اون مطلب قبلی هم شوخیه دوستم بود که من الان متوجه شدم.

بازم میگم به خدا دروغ بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

|

به چه می خندی تو ؟

به مفهوم غم انگیزه جدایی

به جه می خندی تو؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش

به چه چیز؟

به نگاهی که چه مستانه تو را باور کرد

یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد

تو به این می خندی....

به دل ساده من که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست

خنده دار است بخند

 

|

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی

|

نه از خاکم...نه از بادم
نه دربندم...نه آزادم
نه آن ليلاترين مجنون
نه شيرينم نه فرهادم
نه از آتش...نه از سنگم
نه از رومم...نه از زنگم
فقط مثل تو غمگينم
فقط مثل تو دل تنگم


چه غمگينم...چه تنهايم
نه پنهانم...نه پيدايم

نه آرامي به شب دارم
نه اَميدي به فردايم

چه اَميدي

چه فردايي

اگه خوشحال اگه غمگين
چه فرقي داره تنهايي

جه فرقي؟

|

سلام
نمي دونم مطلبام چه جوريه!!!
به قول بعضي ها همشون غمگينن
يا
همشون حرف دل خيلي از ما آدماست
خلاصه بازم ممنونم از شما دوستاي گلم که چه خوب يا چه بد تحمل مي کنين
و با نظرات و راهنمايي کردنتون باعث شدين که منم در بهتر شدنش بيشترکوشا باشم

پست اينبار من شعر نيست  يه گفتوگو که به زبون لاتين مي نويسم
و پست بعدي به زبون فارسي
 
I dreamed... I had an interview with god.

''So you would like to interview me?'' God asked.

'' If you have the time,'' I saide.

God smiled,

''My time is eternity.''

''What questions do you have in minde for me?''

''What surprises you most about humankind?''

God answered...

''That they get bored with chilhood.

They rush to grow up and then long to be children again.''

''That they lose their health to make money,

And then lose money to restore their health.''

''That by thinking anxiously about the future,

They forget the present,

Such that they live in neither the present nor the Future.''

''That they live as if they will never die,

And die as if they had never lived.''

God's hand took mine and we were silent for a while.

And then I asked...


''As the creator of people, What are some of life's Lessons you want them to learn?''

God replied with a smile,

''To learn they cannot make anyone love them.

What they can do is let them selves be loved.''

''To learn that it is not good to compare them selves to Others.''

''To learn that a rich person is not one who has the most,

But is one who needs the least.''

''To learn that it takes only a few seconds to open Profound wounds in persons we love,

And it takes many years to heal them.''

''To learn to forgive by practicing forgiveness.''

''To learn that there are persons who love them dearly.

But simply do not know how to express or show their Feeling.''

''To learn that two people can look at the same thing And see it differently.''

''To learn that it is not always enough that they be Forgiven by others.

They must forgive them selves.''

''And to learn that I am here

Always.''   


|

خنجر برام بيارين   من از تبار دردم
عمري بي طلوعم   مثل غروبي سردم

آينه دار غربت          با آدما غريبه
حواي چشماي من در حسرت يه سيب

تاريک سر نوشتم     فانوس من شکسته
عمري بغضي سنگين راه گلوم رو بسته

از شب به شب رسيدم از کوچه ها به بن بست

آي آدماي سر خوش جايي براي من هست؟
جايي براي من هست؟

شبگرد قصه عشق    تنها و بي پناهم
اشکم رو گونه هاتون من سردي يه آهم

 

پسر تنها

|



نام :گمنام × شهرت:سرگردان × محل صدور:دنيايي فرامش شده × شماره شناسنامه:بي مفهوم × محل تولد:محراب غم × نام مادر:فرشته غم × نام پدر:کوه رنج × جرمم: به دنيا امدن × محکوميت:زندگي کردن × زمان رهايي:مرگ × قاتل:جدای

سلام
من محمد هستم
18 ساله ازاهواز
yahoO Id: ebliscracker

ebliscracker@yahoo.com

هفته چهارم آذر 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم دی 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385

بزرگترین دروغ

RSS 2.0


Designed By ParsTheme